3799. که نکو نیست ز عاشق گله از خواری یار
۱. از من گِلِه می کنی؟ بیا نزدیک تا گِلِه نکنی. شمس
۲. همیشه داشتن چیزهای نو و آغاز راه های نو,از نیازهایم محسوب می شوند. و وقتی به نو ها دسترسی ندارم یا بنا به شرایطی خودم را محروم میکنم, حالم خوب نیست. البته که از این مدل خودآزاری ها را زیاد دارم. اما رفتن یک شکل ایده آل از داشتن نو هاست. جاده های باریک آرامم نمی کند.
۳. هر روز صبح که بیدار می شوم, حتما یک فرصت و یک تولد جدید است. درست قبل از غروب مرگ را برای بار هزارم تجربه میکنم, و در نیمه های شب شبیه یک روح ساده ی سبک پرواز میکنم. هیچ چیز این دنیا به شیرینی پروازهایِ قبل از تولد نیست.
۴. وحشی بافقی
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۴۰۲ ساعت 15:41 توسط ئافرت
|