۱. من از چه تعجب میکنم ... تو از چه تعجب میکنی
من از چه ملول میشوم ... تو از چه ملول میشوی
من غبطه چه چیزی را میخورم ... تو غبطه چه چیزی را میخوری
من چه چیزی را تحسین میکنم ... تو چه چیزی را تحسین میکنی
من عاشق چه چیزی هستم ... تو عاشق چه چیزی هستی
من از چه چیزی متنفرم ... تو از چه چیزی متنفری
من از چه چیزی پشیمانم ... تو از چه چیزی پشیمانی
من از چه چیزی شرمنده ام ... تو از چه چیزی شرمنده ای
من از چه چیزی میترسم ... تو از چه چیزی میترسی
من از چه چیزی میرنجم ... تو از چه چیزی میرنجی
من را از تو متمایز میکند.
۲. گفت در این هوای دو نفره هنوز تمایل دارد قدم بزند و به نیمه گمشده اش فکر کند. و من در این هوای سگ لرز ترجیح دادم آنقدر بپوشم که از دور شبیه یک جسم قلمبه شوم, تا برایم بخوانند از آن بالا توپ فوتبال میایه!