3825. بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند.
۱. گاهی هیچ بهانه ای پیدا نمی کنی و گاهی هزار دلیل موثق برای شکستن داری. اصلا یادم نمی آید ... چه کسی تلاش کرد تا باور کنم که هیچ شکستی, شکستن نیست. و این می شود انبوهی از اندوه برای اشک هایی که اتفاق می افتند.
۲. نمی دانم در انتظار چه چیزی هستم ... یا در پی چه چیزی ... وقتی تمام خطوط موازی در نرسیدن منقطع می شوند.
۳. فروغی بسطامی