4024. یه نصف روز

گفت چقدر چشمات پف کرده! صورتم رو کج کردم و نشون دادم که برام مهم نیست. گفت نخوابیدی؟ گفتم آره! گفتم به کارت برس! چه اهمیت داره که روز قبلش کجا بودی و درگیر چه وضعی.

4023. رها شدند و چو باد از هزار سو رفتند!

۱. بین دیدن و خواندن، حتما تماشا کردن راحت تر است و من هم بیشتر می پسندم. ساختن تصاویر از صفحه های کتاب سخت تر است و کاربلدی می خواهد. وقتی فقط به اندازه دایره کوچکی تصویر داری و از اطراف هیچ چیزی نداری، احتمالا سخت تر است دیگر.

۲. خیلی وقت ها به سقوط فکر میکنم. چیزی غیر از سقوط آزاد که خودت انتخاب میکنی و می پری. تصور کن راه میروی و زیر پایت خالی می شود یا شب وسط خواب، به گودال بزرگ کف خانه کشیده می شوی. یک جور دیگر هم می شود این خالی شدن زیر پا را تجربه کرد، وقتی رها می شوی. مثل یک دختر بچه وسط شلوغ ترین پیاده رو دنیا.

۳. فریدون مشیری

4022. It' a wondeful life

۱. این یک اتفاقه که ممکنه هر لحظه به دست من رقم بخوره. تسویه حساب سبد و خرید ۲ کیلو شکلات قهوه ساخت کشور دوست و همسایه چین، آن هم بصورت آن لاین از بس گشتم و در نزدیکی نبود! و شونصد بار این دو تومن پول رو نجات دادم و مجدد مردد شدم. فقط نگید یک بار که چیزی نیست. چون هزارتا از این یکبار ها رو تجربه کردم.

۲. بعد مدت ها نشسته ام در خانه و به پرده ها زُل زده ام و چُرت میزنم و مدام فیلم it' a wonderful life را به عقب برمیگردانم تا از اصل ماجرا نیفتم!

۳. یک چیزی باید باشد تا بشود صداقت آدم ها را در همان لحظه اول گفتن سنجید تا بعدا با خودت درگیر نشوی که منظورش چه بود؟ منظورش که بود؟ من؟ کنایه گفت؟ خُل نبود احیانا؟ حتما هست.

4021. یار ما در پرده شب باده تنها می خورد.

۱. کو یارِ ما؟

۲. صائب تبریزی

4020. آزمودم مرگ من در زندگیست.

۱. از خودم میپرسم هی یارو؟ اینجا چیکار میکنی؟ جوابی ندارم بدهم، اما جواب های نگفته مثل سیل هجوم میاورند پشت پلک هایم. با خودم می گویم پس همین است که چکه چکه می بارد.

۲. هرچی بیشتر فکر میکنم کمتر به جواب می رسم. چرا باید حال دنیا این شکلی باشد؟ قبول که سوال کلی است اما مطمئنم هر آدمی برای جوابش هزار مورد جزئی دارد.

۳. خیلی رفتن ها و خداحافظی ها، پایان حساب نمی شوند. یک جور نقص و بی تَهی هستند که انگار نشسته ای روی سکویِ دَمِ دَرِ خانه قدیمیتان و قدم ها و پاها و رفتن ها را می بینی. همه رفتن هستند ...

۴. معلم های کل زندگیم ... خصوصا آن هایی که برایم خاص بودید و دوست داشتنی تر ... دوستتان دارم هنوز و روزگار وفق مراد دلتان.

۵. مولوی