4077. اعتمادی نیست بر گردون و صلح و جنگ او
۱. شاید که راه آمده را با نادانستگی آمده باشم. دوست داشتن و دوست داشته شدن در ورای اعتماد است و اطمینان. جای خالی ... شاید تا ابد خالی.
۲. صائب تبریزی
۱. شاید که راه آمده را با نادانستگی آمده باشم. دوست داشتن و دوست داشته شدن در ورای اعتماد است و اطمینان. جای خالی ... شاید تا ابد خالی.
۲. صائب تبریزی
۱. بعد من انتظار دارم بزرگ باشم و بزرگ رفتار کنم. وقتی هنوز مفاهیم پایه برام حل نشده، چطور میتونم؟ هنوز درگیرم عزیز. این نقطه خلاصی نیست، اینجا همون سه نقطه هایی هستند که هر موقع جای خالی رو پر کردم و نقطه پایان گذاشتم، یه دستی، یه خطی، یه حرفی، پاکشون کرد و باز سه نقطه گذاشت.
۲. تو هیچ حالتی شل و سفت شدن رو نمی پسندم. یا هستی، یا نیستی. با خودم که تعارف ندارم ... خسته شدم.
من رو ببخش. باور کن از شرایطی که هست و توانی برای تغییرش ندارم، خسته ام. شرایطی که اگر نبود چقدر آرامشم بیشتر بود ... باور کن این جملاتی که میگم و احتمالا برای تو اهمیت چندانی نداره، اما آدم ها ازش سو استفاده میکنن، از باورهام نیست. میگم، تا باور کنن که صبور بودن و سکوت وظیفه من نیست! و همونطور که میگم، با همون انرژی منفی و مزخرفی که از جمله ها ساطع میشه، حال خودم ظاهرا خوب میشه و حس قدرت بهم دست میده که بله ... منم مثل تو بلدم بدی کردن رو.
۱. نمیدانم چرا گاهی فکر میکنم کل مسیر را اشتباه آمده ام. آن هم با انتخاب های اشتباه. نه اینکه اجباری باشد، نه، ولی همیشه محاسباتی غیر از خواست خودم در انتخابم دخالت داشته اند. و حالا بیشتر به کپی های متعدد از خودم و زندگی های متفاوت با انگیزه ها و تفکرات مختلف فکر میکنم.
۲. اصلا می دانی این حس نابجای لعنتی خیلی جاها مزاحمم بوده است. به عبارتی دقیق تر جو گیری! چطور می شود این حجم زندگی در خیالات را بگذارم کنار و مثل آدم زندگی کنم؟!
۱. همیشه دردم رو می فهمم، می شناسم، اما منشاش رو نه. عاملش رو نه.
۲. هانیه از یگانه پسری حرف می زنه که عاشقش بوده و هست. اما اون دیگه نیست. از کسی میگه که اگر بود همه درد دلا و غم و غصه هاش رو می دید و می شنید. دلم میخواست بگم ... افسانه ست.
۳. می دونی ... سیگار و رُل روشنفکری به تو دیگه نمیاد.
۴. گفتم با مدار صفر درجه عاشق شدم. گفت اون که کل زندگی من بود. و شروع کرد به گفتن کلی دیالوگ از حبیب و سارا. مجبور شدم دیگه حرف نزنم! چون حتی عاشق هم نشدم.
۵. سایه