3999. سر پر غرور زاهد بیخیال حور خرسند

۱. من فیلم god's crooked lines2022 را دیدم. اصلا هم فکر نمیکنم که شبیه شاتر است. تلاش فیلم برای اثبات یا رد بیماری آلیس, برایم پنجاه پنجاه است و اینکه فکر کنم و نکته ها را مرور کنم و مدام کفه های ترازو بالا پایین شوند, حس خوبی دارد.

۲. یک زمان هایی که فکم گرم می شود و شروع میکنم به سخنرانی, بعدش قشنگ شبیه باتری دشارژ می شوم و دلم میخواهد بیفتم یک گوشه و به حال خودم تاسف بخورم!

۳. من نمی دانستم لذت و شادی آنقدر ها هم شبیه هم نیستند. یعنی ممکن است حتی هیچ اشتراکی نداشته باشند. اما آنجایی که یکی می شوند را از قبل می توانستم فقط درک کنم ... فقط درک!تا اینکه دیروز ناخواسته و نادانسته به زبان آوردمش و تقریبا برگ برنده را رو کردم. می گویم تقریبا ... چون طرف مقابل یک جور بی خیالی و بی اهمیتی مستتر را دائما دارد. یا حداقل من چنین حسی دارم. پس برگ برنده برای من برنده است.

۴. فیض کاشانی

3998. افسانه های سرگردانی ات ای قلبِ در به در, به پایان خویش نزدیک می شود.

۱. کتابی که از اول مهر شروع کرده بودم و بارها میخواستم از نیمه رهایش کنم را سرانجام تمام کردم و شبیه مُفتحان کوه های تو در توی آتشفشانی, همان نخستین ساکن زمین, می مانم! آخرین انار دنیا بود که فقط در فصل بیستم اندکی کشش ایجاد کرد.

۲. یک زمانی فیلمی دیدم با نام ترجمه شده همزاد. آنجا شاید همزاد محدود به هم جنس و هم نوع می شد. و شاید همین ایده هم در ذهن ما قوی تر باشد. با این وجود هیچ چیز نمی تواند مانع از همزاد پنداری تو با تمام آنچه در عالم است شود. گربه ها ... عروسک ها ... روباه ها ... جوجه غازها و ربات های وحشی. باید که تن نداد به ناملایمات. باید که همزمان همراه ناملایمات شد. و آنجایی که هیچ کس نمی داند, بعضی چیزها را مخفی کرد و معبر عبورش را فقط خودت بدانی و بس.

۳. برای ساعت ها بعد دیدن wild robot خوشحال بودم و دوست داشتم کَلّه نویسنده را محکم ببوسم.

۴. شاملو

3997. دل اگر برد ز من زلف، حلالش کردم.

۱. اگر نیمی از صاحب نظران عرصه های مختلف نظریه پردازی به اضافه یک, معتقد باشند که شانس وجود ندارد و این تلاش و پشتکار آدم هاست که موجب می شود آن ها به موفقیت برسند, باز هم معتقدم که شانس وجود دارد و هر آدمی همین که چشمش به این دنیا باز می شود, در درجات مختلف, مقادیری از شانس با خود می آورد. فقط در صورتی معتقد می شوم که شانس نقش چندانی در سرنوشت و موفقیت آدم ها ندارد که خیلی بیشتر از نیمی از همان صاحب نظران, ثابت کنند که بله ... شانس نقشی ندارد!

۲. روزهایی که بین خودم و آدم های آن بیرون, کمی فاصله می افتد, انگار یادم می رود از کجا به کجا آمده ام. دوباره که به جمعشان بر میگردم, هجمی از کر و لال بودن رویِ برداشت هایم خیمه می زند و نزدیک است بخاطر نفهمیدن هایم از جامعه انسانی خارجم کند. اینکه بگویید مقصر خودم هستم, انصافا بی انصافیست. چرا که می توانم عضوی از این جماعت شوم, اما بنابر عدم اصرار و پافشاری خودم, همچنان در لبه تیز این مرز به سر می برم. دست یاری خود را دراز میکنیم.

۳. مهر و وفا کردم, جور و جفا دیدم. اما دلیل نمی شود یک خانم را با یک سبد انار شیشه ای کوچک بخری! هرچند این تفکر مردانه, برخاسته از آرزوها و خواسته های حقیر خودمان است.

۴. گاهی اوقات برای رضای حق تعالی هم که شده, صبح ها که بیدار می شوی قبل از خروج از خانه به چشم های خودت نگاه کن. در آینه. شاید آنجا کسی منتظر نگاه های شسته رُفته تو باشد. در آینه.

۵. صائب تبریزی

3996. Phantom Thread 2017

۱. گاهی نه قرار است معمولی باشیم و نه قرار است فیلم بازی کنیم. کمی تلخ به نظر می رسد, اما مصمم و آرام سر تصمیمی که گرفتیم می مانیم. یک آدم کش مهربان هم می توانیم باشیم.

3995. من آن خیال غریبم درین خراب آباد.

۱. دوست مرا یاد کند با شاخه گلی از نرگس.

۲. صائب تبریزی