3802. خری رهاکن اگر بایدت شدن آدم
۱. بیشتر از یک ماه است که روزها می روند و می آیند! و من همچنان سووشون می خوانم. مدام خلاصه داستان را برای خودم تکرار می کنم که آدمهایش از یادم نروند. که قبل از کمرنگ شدنِ خودشان و ویژگی های خاصشان بتوانم خودم را بهشان برسانم و داستان را تمام کنم. گاهی از اینکه کتاب های بی زبان را نیم خوانده رها می کنم, از خودم بدم می آید. آنها هیچ اختیاری در انتخاب شدنشان ندارند. این منم که نصف واژه ها را بدون خوانده شدن رها می کنم. چه دردی دارد ... درد رهاشدگی بدون دیده شدن.
۲. بیدل دهلوی
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 16:47 توسط ئافرت
|