3805. و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست.
۱. شاید بیشتر از آنچه که خودم تصورش میکنم تکراری شده ام. که دیگر کسی دوست ندارد برایش از خاطرات و تجربه ها و ماجراها بگویم. خودم, صدایم, واژه هایم ... و شاید برای شنیدن دیگر زمانی نیست. آنچه هست حجم کلماتیست که نه با صراحت و نه با جبر, نه با آوا و نه حتی جراتی قطعی, که فقط با اشتیاق روانه می شوند اینجا.
۲. سهراب سپهری
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ ساعت 8:47 توسط ئافرت
|