3953. که دل آیینه را از عالم صورت نمی گیرد.
۱. نشسته ام اینجا, همینجا, و آلبوم مسافر شادمهر را می شنوم. مرور خاطرات گذشته کار عجیبی نیست, اما آنجا عجیب است که احساست را تمام قوا به یاد میاوری. هر چهار گوشه اش را شفاف و یکپارچه. انگار شمعی جان بگیرد و شروع به نور دادن کند. شاید کم سو ... اما با همان گرمای اندک و نسیم وار. کسی چه می داند که این نسیم با این آدم و با این حجم اندک, چه می کند ... چه طوفانی ... فرقی ندارد اصلا. روزهایی می رسند از راه که همین لحظه را هم بغض می کنم.
۲. یه وقتا بعضی آدمها میشن تقدیر و فال ما
برن یه خاطره میشن بمونن خوش به حال ما
۳. صائب تبریزی
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 21:6 توسط ئافرت
|