2476. زوربا
هیچ کس نمی دانست که در ذهنم چه می گذرد. و این بزرگترین لذت دنیا بود. تمام قصه ها از ذهنم شروع میشد. از کتابی که روبرویم باز مانده بود ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰ ساعت 2:46 توسط ئافرت
|
هیچ کس نمی دانست که در ذهنم چه می گذرد. و این بزرگترین لذت دنیا بود. تمام قصه ها از ذهنم شروع میشد. از کتابی که روبرویم باز مانده بود ...