3807. چون می کهنه گوارا غم دیرینه ما
۱. شبیه غم کهنه ای نشسته ای گوشه دلم. هر بار که از روبرویت رد می شوم تازه تازه ای. برعکس همیشه که از خودم می پرسیدم اینبار چه خواهد شد؟! نمی دانم قرار است من اینبار چطور با این داستان مواجه شوم.
۲. صائب تبریزی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ ساعت 16:51 توسط ئافرت
|