3853. چو زخمم به دل رسید، بنه مرهمی مرا.
۱. آقای ش به یه کتری بزرگ که روی اجاق گاز در حال جوشیدن بود اشاره کرد و گفت اگه میخوای لیوانت تمیزتر بشه, با آب جوش بشورش! خوب که نگاه کردم, کتری بزرگ طلایی و سیاه بود و تند تند داشت می جوشید. درش مرتب بالا پایین می پرید. اما خود آقای ش راحت رو صندلی نشسته بود و چاییش رو تو زیراستکان! تاب می داد. گفتم نه ... همینقدر که شستم کافیه و برای خودم چای ریختم و سریع اومدم بیرون. چایی که از صبح حداقل دو بار بهش آبجوش اضافه شده بود و در ضمن فقط اسم روی قوطیش جهان بود! یادم رفت بهش بگم اقلا شعله زیر اون بدبخت رو کم کن.
۲. از دیروز دو بار لحظه کتک خوردن ن رو مجسم کردم و هر بار دندونام رو محکم رو هم فشار دادم. و بعد هم به بقیشون فکر کردم ...
۳. اوحدی
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:10 توسط ئافرت
|