۱. یه ویژگی خاصی هم هست که یا بصورت خود خر انگاری و یا دیگر خر انگاری نمود پیدا میکنه. در هر دو حالت این ویژگی همیشه دوست داشتنی نیست. نباید بهش اجازه بدم که چار نعل بتازه.

۲. اینکه ذهنم درگیر کیلومترها آن طرف تر است, باعث نمی شود که از این حالت کرختی خارج شوم. شاید نخستین مومیایی مصری باشم که با وزش نسیمی خنک, نزدیک آب های آبی, جان گرفته ام. آمده ام تا انبوه داروجات خشکیده و کپک زده ی وجودم را با جدیدترین متد روز, تجدید کنم. شاید از نو مُردم.

۳. کلا خط به خط ما یحتوی ذهنم را که مرور می کنم, به چهار پنج تا نکته مهم با قابایت هایلایت می رسم. همان هایی که شاید سالها صرف کنی تا محلول شوند و درست در زمان کشف, خبر آورند که با پیشرفت روزگار و ماسوایش, از محدوده ی اهمیت به خزعبلیت در آمده اند. دور از جانتان, آنقدر وفادارم که از هایلایت هایم ذهن بر نمی دارم.

۴. مگر چقدر برایت اهمیت دارد؟ با دست هایت نشان بده. !____