3887. شیرینی با شوری اضافه
۱. دقیقا در همین ساعت شبانه روز, بجای هر اندیشه مثبت و مفیدی, یادم افتاد یکبار زمانی که نوجوان بودم و برای مدرسه صبحانه آماده میکردم, پنیر این معشوقه دیرین را که به نان اضافه کردم, دیدم گردوها تمام شده اند. پس بدون معطلی برای پر کردن جای خالیشان مربای هویج را اضافه کردم! حس خوبی بود. حتی خوبتر زمانی بود که در مدرسه با علاقه پنیر و هویجم را می خوردم. فقط تا قبل آن لحظه رسوایی که سعیده جای گاز زده لقمه را دید و گفت: چه طعم افتضاحی! چطور می توانی پنیر و هویج بخوری؟!
۲. چرا بعد جمله هایم می خندید؟!
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 1:39 توسط ئافرت
|