۱. باید مینوشتم. مثل وقتایی که ساعت رو کوک میکنی ... نه. مثل اون لحظه ای که باید پاشی و زنگ ساعت رو قطع کنی.

۲. چطور میشه از آدمی که خوب میشناسیش و بارها سر بزنگاه معطل موندی, بازم ضربه بخوری و بازم نارو بخوری؟ میشه. شدنیه. من این مجوز رو برای خودم دارم.

۳. در اندیشه ای نشسته ای رهاتر از نسیمی.

۴. شاخه شاخه خاطرم, به تو متصل میکند مرا.

۵. مولوی