مردم شهر و قبیله من مثل خیلی های دیگر, انتظارشان از نحوه پوشش و گفتار یک دختر جوان, بسیار بالا بود. اما فقط برای دختری که بیرون از خانه و در مهمانی ها و یا کوچه و بازار می دیدند. و من خیلی زود فهمیدم کافی شاپ ها و پارک ها اصلا مناسب نیستند, ضمن اینکه پسری که بشود با او, با خیال راحت در یک جمع خانوادگی یا دوستانه, برای نگاه و حرکات و کلمات بدون نگرانی و در نهایت اعتمادی دو طرفه همراه شد, عملا وجود ندارد و همین شد که تمام آن نگاه ها و حرکات و کلمات به اینجا آمدند! کسی که من را دقیق می خواند و با وجود فاصله های زیاد طولی و عرضی برایم کامنت های زیبا و کاملا مرتبط می نوشت, معصومه بود.