3969. به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را
۱. داشتم عاشقانه هایمان را مرور می کردم. همانجا که کم کم شیرینی داشتنت مثل یک گرمای مطبوع, در سرتاسر وجودم ریشه می دواند. که خودت از راه رسیدی و ... به تمامشان.
۲. می بینی ... قرار است برای خاطر لباس های گران و خوب, دوستم داشته باشند و با مهربانی در کلام, پذیرایم شوند.
۳. سعدی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۳ ساعت 1:20 توسط ئافرت
|