۱. داشتم عاشقانه هایمان را مرور می کردم. همانجا که کم کم شیرینی داشتنت مثل یک گرمای مطبوع, در سرتاسر وجودم ریشه می دواند. که خودت از راه رسیدی و ... به تمامشان.

۲. می بینی ... قرار است برای خاطر لباس های گران و خوب, دوستم داشته باشند و با مهربانی در کلام, پذیرایم شوند.

۳. سعدی