۱. حتما یک مرضی دارم که ذره ذره رفتار آدم ها را مرور میکنم. مثلا همین دیروز ... اصلا چرا باید ذهنم را به کسی بسپارم که به اندازه عدد بیست برایش مهم هستم؟! بارها فریاد زدم و با خشم تذکر دادم و حتی برای همیشه از شرش خلاص شدم ... البته در ذهنم. ولی چه فایده ... مدام به همان قسمت سریش ذهنم می گویم فراموشش کن ... تو که می توانستی .... ولی خب هنوز موفق نشده ام. به این نتیجه می رسم که علاجش درونی نیست ... زمان باید بگذرد.

۲. نه که خسته باشم ... فقط می خواهم بزرگ شوم.

۳. بیدل دهلوی