۱. بین دیدن و خواندن، حتما تماشا کردن راحت تر است و من هم بیشتر می پسندم. ساختن تصاویر از صفحه های کتاب سخت تر است و کاربلدی می خواهد. وقتی فقط به اندازه دایره کوچکی تصویر داری و از اطراف هیچ چیزی نداری، احتمالا سخت تر است دیگر.

۲. خیلی وقت ها به سقوط فکر میکنم. چیزی غیر از سقوط آزاد که خودت انتخاب میکنی و می پری. تصور کن راه میروی و زیر پایت خالی می شود یا شب وسط خواب، به گودال بزرگ کف خانه کشیده می شوی. یک جور دیگر هم می شود این خالی شدن زیر پا را تجربه کرد، وقتی رها می شوی. مثل یک دختر بچه وسط شلوغ ترین پیاده رو دنیا.

۳. فریدون مشیری