۱. گاهی اوقات تصمیم بزرگی میگیری و بعد میمانی در گِل! مثل این روزها که دیگر خودم هم شبیه باب اسفنجی شده ام!

۲. نمیدانم مصرف کلاسیک با صنعتی چه تفاوتی دارد! اما اینکه برای ثانیه ها مغزت خوب کار می کند و بعدا کلا فلج می شود و دستش از پا درازتر، برایم قابل درک نیست. گرچه تصمیم های خوب و بزرگی گرفته می شود، اما حالی و نایی برای انجامش نیست هم کمی برایم عجیب است. چون سابقا تصمیم های خوبی می گرفتم!

۳. هدر دادن زمان کاریست که هیچ زحمتی نمی خواهد. این جمله هم از درجه اعتبار ساقط شد. چون همین چند روز پیش خواندم اندیشمندان فیزیک کوانتوم به این نتیجه رسیدند که زمان به عقب هم بر میگردد! خوشحالم که فیزیک کلاسیک هم نخواندم!