4036. چه می شود؟!
۱. کلاس اول دبیرستان تو ساعت پرورشی، دبیر درباره خصوصیات هر کداممان حرف می زد و مثلا راهنمایی می کرد تا خصلت های بدمان خوب شود و خوبمان خوب تر! در کلاس نزدیک به سی نفر، کلی منتظر ماندم تا بگوید چه ویژگی هایی دارم. سرانجام نوبتم رسید و دبیر گفت خرده شیشه داری! گفتم همین؟ گفت همین! تا قبل اینکه نوبتم شود کلی خصلت خوب و بد برای خودم ردیف کرده بودم. وجدانا خرده شیشه نداشتم. مگر چند بار لاستیک ماشین دبیرها را سوراخ کرده بودم؟ یا مگر من صندلی شکسته را گذاشتم برای دبیر جغرافی؟ یا من بودم که با لگد در کلاس قفل شده را باز کردم که در شکست؟ یا چقدر کلاس ها را می پیچاندم؟ خرده شیشه داشتم!
۲. نمیدانم نتیجه امروز چه می شود، اما کمی حالم خوبست. توانستم حرف بزنم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۴ ساعت 14:32 توسط ئافرت
|