۱. شاید وقتی در حال مردن باشم، بر خلاف تصورم، حسی باشد که بارها تجربه اش کرده ام. مثل بعضی تجربه های مرگ کلینیکی که آدم ها اصلا متوجه مردن خودشان نشده اند. دقت کن، از مردن می گویم نه مرگ! و شاید مردن حسی شبیه مسیر برگشتن به خانه باشد. یا هر چیزی که در زمان زندگی بارها تجربه اش کردیم. همین خانه ... برگشتن به خانه ... تفاوت آنجاست که چه کسی در خانه منتظرمان باشد؟! همیشه در میان این تعاریف دوست داشتنی و باب میل، یک جای کار می لنگد.

۲. صائب تبریزی