4048. در خانهایم و رنج سفر میبریم ما
۱. می دانی؟ محبت هرچه عمیق تر، فراموش نشدنی تر. محبت هرچه قدیمی تر، رها نشدنی تر. اصلا محبتی که هیچ دلیلی ندارد، اما هست و تو خود را سپرده ای.
۲. من آدم شک های بی پایان و یقین های ذره ذره آمده پدیدم! اصلا حالم خوب می شود وقتی همه چیز به هم میریزد و دوباره بنا می شود. دروغ نباشد، سخت است. همیشه آن خراب کردن ها سخت تر است.
۳. به راحتی می توانم محاسبه کنم و بگویم بیشتر عمرم را خانه نبودم. اما بیشتر خواب ها و خیالاتم در خانه می گذرد.
۴. صائب تبریزی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 8:36 توسط ئافرت
|