4070. جان سختیم نگر،که فریبم نداده است ...
۱. از اینکه مثلا هیچ چیز تغییر نکرده، متنفرم. از اینکه وانمود میکنی همچنان هستی، در حالیکه سالهاست نیستی، متنفرم. از اینکه خودم را هنوز مثل مگس می بینم، متنفرم. از اینکه جوری وانمود کنم که هیچ چیز نشده هم، متنفرم. از اینکه کنار آدم هایی مثل تو قرار میگیرم و من ناخودآگاهم انتخابشان میکند، متنفرم. یادم می افتد که خُرد میشدم، حالم بد می شود لعنتی ...
۲. مشت آهنی پیدا کرده ام. هر چند دیر ... خیلی خیلی دیر ... هیچ بیشعوری نفهمید که حالم خوب می شود اگر جای درست بایستم!
۳. درست است که حالا مشاوره میدهم و همگان را به صبر و امید تشویق میکنم ... اما درست زندگی کردن بدون هیچ آموزش و استادی، خیلی سخت است.
۴. فریدون مشیری
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان ۱۴۰۴ ساعت 0:32 توسط ئافرت
|